دستـ خدا
برایتـ ازهمه یـ دنیا فقطـ یکـ چیزآرزو میکنمـ؛
دستـ خدا.....
+حالم خوبه،اینم دلنوشتمه....
+چیهـ؟چرا اینطوریـ نیگامیکنیـ؟(پسرخاله ایـ)
+ نوشته شده در سه شنبه بیست و هشتم آذر ۱۳۹۱ ساعت 19:17 توسط معصومه
|
برایتـ ازهمه یـ دنیا فقطـ یکـ چیزآرزو میکنمـ؛
دستـ خدا.....
+حالم خوبه،اینم دلنوشتمه....
+چیهـ؟چرا اینطوریـ نیگامیکنیـ؟(پسرخاله ایـ)
هرکجاهستی باش
آسمانت آبی
وتمام دلت ازغصه ی دنیا خالی....
(میخوام عوض شم!)
یعنی من....متولد آستانه ولی بزرگ شده ی لاهیجان ویه لاهیجانی اصیل
بابام میخواست اسمم رو بذاره عارفه ولی چون بابابزرگم(بابای مامانم)نذرکرده بود که من دختربشم اسمم رو گذاشتن معصومه.چون توخونواده ی مادری من قبل من همه پسربودن!5تاپسر ومن بالاخره اولین نوه ی دخترشدم.
روزها گذشت وگذشت تارسید به امروز...
10آذر1391..تولد من....
بزرگ شدما!:)
تولدم مبارک.